0
09199696225

عناصر صورتهای مالی

ـ دارايي‌
ـ بدهي‌
ـ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌
ـ درآمد
ـ هزينه‌
ـ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌
ـ ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه

تعريف دارايي

دارايي‌ عبارت‌ است‌ از حقوق‌ نسبت‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌ آن‌ منافع‌ كه‌ درنتيجه‌معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ درآمده‌ است‌.

تعريف‌ بدهي‌

بدهي‌ عبارت‌ از تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ناشي از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌.

قرينه‌ بودن‌ داراييها و بدهيها

داراييها و بدهيها قرينه‌ يكديگرند بدين‌ معنا كه‌ داراييها عبارت‌ از حقوقي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آنها دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌ مي‌شود و در همين‌ حال‌ بدهيها تعهد واحد تجاري‌ مبني‌بر انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ است‌. به‌خاطر اين‌ ارتباط‌ از داراييها جهت‌ تسويه‌ بدهيها مي‌توان‌ استفاده‌ نمود و داراييها را مي‌توان‌ در قبال‌ ايجاد بدهي‌ (مثل‌ حالت‌ خريد نسيه‌ كالا) تحصيل‌ نمود.

حقوق صاحبان سرمايه
حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ عبارت‌ از باقيمانده‌اي‌ است‌ كه‌ از كسر جمع‌ بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ از جمع‌ داراييهاي‌ آن‌ حاصل‌ مي‌شود.

درآمد

عبارتست‌ از افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

 هزينه‌

عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

آورده‌ صاحبان‌ سرمايه

عبارت‌ است‌ از افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي از سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ جهت‌ كسب‌ يا افزايش‌ حقوق‌ مالكانه‌.

ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه

عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي از انتقال‌ داراييها به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ يا ايجاد بدهي‌ در قبال‌ آنها به‌منظور كاهش‌ حقوق‌ مالكانه‌ و يا توزيع‌ سود.

مراحل‌ شناخت

شناخت‌ داراييها و بدهيها در سه‌ مرحله‌ انجام‌ مي‌شود:

الف. شناخت‌ اوليه‌، يعني‌ ثبت‌ يک قلم‌ براي‌ اولين‌ بار به‌ منظور انعكاس‌ در صورتهاي‌ مالي‌.

ب . تجديد اندازه‌گيري‌ بعدي‌، يعني‌ تغيير مبلغ‌ پولي‌ قلمي‌ كه‌ قبلاً ثبت‌ و شناسايي‌ شده‌ است‌.

ج . قطع‌ شناخت‌، يعني‌ حذف‌ يک قلم‌ قبلاً شناسايي‌ شده‌ از صورتهاي‌ مالي‌.

معيارهاي‌ شناخت

شناخت‌ اوليه

 يك‌ عنصر بايد در صورتهاي‌ مالي‌ شناسايي‌ شود اگر :
الف. شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ تغيير در داراييها يا بدهيهاي‌ مستتر در آن‌ عنصر (از جمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدي‌ مبني‌بر اينكه‌ يك‌ جريان‌ آتي‌ ورودي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد) وجود داشته‌ باشد، و

ب ‌. آن‌ قلم‌ را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ به‌ مبلغ‌ پولي‌ اندازه‌گيري‌ كرد.

تجديد اندازه‌گيري
تغيير در مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ يا بدهي‌ بايد شناسايي‌ شود اگر :

الف . شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ تغيير در مبلغ‌ دارايي‌ يا بدهي‌ وجود داشته‌ باشد، و

ب‌ . مبلغ‌ جديد دارايي‌ يا بدهي‌ را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ اندازه‌گيري‌ كرد.

قطع‌ شناخت
ادامه‌ شناخت‌ يك‌ دارايي‌ يا بدهي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد قطع‌ شود اگر شواهد كافي‌ مبني‌بر دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يا تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ (ازجمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدي‌ مبني‌ براينكه‌ جريان‌ آتي‌ ورودي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد) ديگر وجود نداشته‌ باشد.
پس از مشخص‌ شدن‌ وقوع‌ رويداد آغازگر شناخت‌، اثرات‌ آن‌ بايد به‌ شرح‌ زير تعيين‌ گردد:

الف‌ . چنانچه‌ رويداد گذشته‌ به‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ (يا تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌) منجر گردد، دارايي‌ (يا بدهي‌) شناسايي‌ مي‌شود،

ب‌ . چنانچه‌ رويداد گذشته‌ به‌ انتقال‌ يا حذف‌ دارايي‌ يا بدهي‌ شناسايي‌ شده‌ منجر شود، قطع‌ شناخت‌ صورت‌ مي‌گيرد، و

ج‌ . چنانچه‌ رويداد گذشته‌ به‌ جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ در دوره‌ جاري‌ منجر شده‌ باشد (مگر اينكه‌ جريان‌ به‌ آورده‌ يا ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ باشد)، درآمد يا هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *